۱۳۸۷ فروردین ۲۳, جمعه

اکرم مهدوی، قاتل یا قربانی؟/ آزاده نظری

شهرزاد نیوز: اکرم مهدوی، زنی که در سال 82 به کمک یک مرد دیگر شوهر 74 ساله خود را که نزدیک به 50 سال از وی بزرگتر بوده به قتل رسانده، با تأیید حکم صادره در دیوان عالی کشور و ارسال آن جهت استیذان رئیس قوه قضاییه در معرض اعدام قرار دارد.
کمپين کمک به اکرم مهدوی که از سوی جمعی از فعالان حقوق بشر و مدافعان حقوق زنان به راه افتاده ، قصد دارد با جمع اوری کمک مالی و پرداخت آن به شاکيان پرونده از اعدام وی جلوگيري کند.

همسرکشی، یکی از رایج ترین اخباری است که در سال‌های اخیر تقریبا می توان آن را هر روزه در صفحه ی حوادث روزنامه ها مشاهده کرد. مهم‌ترین علل این گونه قتل ها هنگامی که از سوی مردان صورت می گیرد، بیشتر از موارد ناموسی، سوء ظن و .. ناشی می‌شود. حال آن که بررسی موارد شوهرکشی در جامعه، اذهان را متوجه عدم وجود قوانین حمایتی از زنان می کند. شوهرکشی نتیجه‌ی عینی وجود قوانین تبعض آمیز در جامعه است.

نتیجه‌ی تحقیقی که چندی پیش ازسوی خبرگزاری ایسنا منتشر شد نیز نشان از این دارد که دراستان‌هايی که عرف اجتماعی با طلاق و ازدواج مجدد سازگاری بيشتری دارد، همسرکشی کمتر اتفاق افتاده است.

طبق این بررسی بيشتر زنانی که مرتکب اين جرم شده اند، زير سن ۱۲ سال و ناخواسته ازدواج کرده اند. همچنین بيشتر کسانی که دست به همسر کشی زده اند پيش از آن سابقه ی مجرميت نداشته‌اند.

نتایج این بررسی از این رو قابل توجه است که نشان می دهد، قاتلان در چنین پرونده هایی نه جنایتکار که انسان های عادی بوده اند و تنها شرایط نابسامان زندگی، آنان را به چنین عملی واداشته است. با این حال حتی تلاش برای رهایی این قربانیان نیز به معنای تأیید جرم انجام یافته تلقی نمی شود.

از جمله علت های شیوع این پدیده در ایران را می بایست قوانین نابرابر موجود دانست. آنجا که قانون، طلاق را از زن دریغ می کند و زنان در راهروهای پیچ در پیچ دادگاه ها، پس از سال ها پیگیری نیز نمی توانند حکم طلاق را از قاضی دریافت کنند، ناچار روش های دیگری را برای پایان دادن به زندگی مشترک خود برمی گزینند.
به گفته‌ی سعید مدنی روانشناس و پژوهشگر اجتماعی، ارتکاب به قتل همسران تنها خاص زنان طبقات پایین و بی سواد جامعه نبوده اما بر اساس تحقیقات صورت گرفته ، بیشتر زنان مجرم کم سواد یا بی سواد هستند . وی با بیان اینکه تاخیر در پذیرش درخواست طلاق از سوی زنانی که به شدت تحت آزار همسران خود بوده اند در ارتکاب به قتل همسر یک عامل تاثیرگذار است، اضافه می کند: در استانهایی که امکان رسیدگی به دادخواهی زنان سهل‌تر بوده میزان همسرکشی نیز کاهش چشمگیری داشته است.(1)
در حالی که تا چندی پیش اکثریت قتل های خانوادگی ماهیت مردانه داشته‌اند، امروز بررسی‌های انجام شده نشان می دهد نسبت زنانی که شوهران خود را به قتل می رسانند، در سال‌های گذشته روند رو به رشدی را داشته است.(2)
همچنین درحالی که مردان صد در صد مباشرت در قتل زنانشان داشتهاند، ولی مباشرت زنان حدود ۳۳% است و در اغلب موارد شخص ثالثی از طرف آن‌ها دست به قتل زده است و از همین منظر است که نگاه عمومی جامعه مهر خیانت را بر پیشانی این زنان می‌زند.

ازدواج اجباری در خردسالی و عدم حمایت خانواده از زن در برابر آسیب‌های روحی و جسمی شوهر،از دلایل همسر کشی این زنان عنوان می شوند. این زنان قربانیان دشواری‌های خانوادگی، فرهنگی و اجتماعی هستند.

بر اساس تحقیقات صورت گرفته، بیشتر زنان همسرکش در سنی قبل از 25 سالگی ازدواج کرده وبه طور متوسط تنها 10 سال زندگی مشترک داشته‌اند، همچنین بیشتر ازدواج‌های آن‌ها در سنین زیر 12 سال ناخواسته و اجباری بوده که این عامل در همسرکشی مردان کمتر مشاهده شده است.(3)
نابرابری حقوقی مردان و زنان در این زمینه عامل مهمی در ارتکاب به قتل زنان است. زنان محکوم به ازدواج اجباری زیر 12 سال با سختی‌های بسیاری مواجه بوده و بهای کلانی برای رهایی از زندگی تحمیل شده به خود متقبل شده‌اند و بر این اساس تنها راه رهایی از محرومیت، فشار و نابرابری تحمیلی را اقدام به قتل همسر خود می یابند.

به اعتقاد سعید مدنی همسرکشی زنان انتهای مسیری است که ابتدای آن ازدواج ناخواسته، طول مسیرش تحمل فشارها، سختی‌ها و نابرابری‌های بسیار و رسیدن به نقطه کور و عاری از هر گونه راه حل منطقی است .

اکرم مهدوی دوبار ازدواج کرده که هر دو ازدواج در سنين پائين و ناخواسته انجام گرفته است. وی ابتدا تحت فشار خانواده در آغاز سنين بلوغ با مردی پيوند زناشويي بست كه چهل سال از او بزرگتر بود و حاصل اين ازدواج يک دختر هفده ساله است.

اکرم که خود زن جوانی است، چهار سال پيش به دنبال آشنایی با مرد جوانی و آن گونه که وکيل او می‌گويد: «به تحريک اين مرد جوان»، شوهر ۷۴ ساله اش را به قتل می‌رساند.
این زن زندانی، هم اکنون مادر یک دختر 17 ساله است، او در نامه اش که چندی پیش توسط کمیته ی گزارشگران حقوق بشر منتشر شد، خطاب به افکار عمومی آورده است " دخترم اکنون مشغول به تحصیل بوده و نیاز زیادی به حضور مادر دارد. اما متاسفانه در این مدت فقط یک بار توانسته ایم همدیگر را ببینیم. دخترم به کسی جز من نمی تواند اتکا کند و با مرگ من، تکیه گاهش را از دست خواهد داد."

(1) و (3) مصاحبه سعید مدنی با خبرگزاری مهر(2) نتایج طرح "بررسی همسرکشی در 15 استان کشور"- خبرگزاری ایسنا

۲ نظر:

ایییم :) یا گفت...

نظری ندارم فقط خواستم این حرکت برای نجات اکرم رو تایید کنم
مجرم یک بیمار و کشتن یک بیمار خیلی احمقانه به نظرم میاد و پاک کردن صورت مسئله هستش،
بماند که این بیمار در یک محیط بیمار و عفونی قرارداشته و اصلا غیر از بیمار شدن چی کار می تونسته بکنه.

لطفا از تمام دوستام با هر نظری می خوام چند لحظه ای با خودشون به این موضوع فکر کنن:
تاثیر اعدام کردن چی هستش:
یک سری نیروهایی بر یک قاتل مثل اکرم وارد شده و اون رو به سمت قتل یک انسان دیگه پیش برده
وقتی ما اعلام می کنیم مجازات یک قاتل اعدام هستش در واقع تلاش می کنیم با اهرم اعدام یک فشار در مقابل این نیروها وارد کنیم به نحوی که مانع از انجام قتل بشیم
در واقع ما اصلا به این کاری نداریم که چی یک قاتل رو به سمت قتل برده ما فقط تلاش می کنیم با ایجاد ترس و وحشت مانع رخ دادن اون قتل بشیم
درک می کنین این موضوع چقدر غیرمنطقی هستش؟
یا شاید دست کم به نظر من این جوری میاد.
ممکنه ما با ایجاد این ترس و وحشت در وقوع برخی قتل ها موفق باشیم و همزمان هم نتونیم از وقوع برخی جلوگیری کنیم...
حالا حرف من اینه هر طرف قضیه هستیم چه موافق وجود این "ترس و وحشت" (= مجازات اعدام) هستیم چه نیستیم (= الان طرفدار نجات اکرم هستیم) به نظرم هر دو مون روی یک نکته می تونیم توافق کنیم که اعدام راه حلی نیست که جامعه رو از این نوع جریانات (نه واقعه بلکه جریان) حفظ کنه و باید راه حل دیگه ای اندیشید.

تبعیدی گفت...

ایشان فقط یک قربانی است. با امید به آزادی ایشان و با سپاس از زحمات شما